علي بن حامد الكوفي

55

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

پس چون رسول به ارور وصول كرد ، و مدّت يك ماه بماند ، منجّمى بود از حكماء هند كه در علوم بهره بكمال داشت . روزى شخصى از اعيان ملك از وى سوال كرده بود ، جواب استخراج او صواب « 1 » آمد . پيش پادشاه داهر « 2 » آمد . داهر از وى پرسيد كه تكر امروز بچه مهم مشغول بود كه ديرتر آمد ، و آن شغل را بر خدمت ما مقدم داشت ؟ تكر گفت : بقا راى « 3 » را كه مرا مهمى حادث شده بود ، و دل من متردّد و متفكّر گشته . منجّمى است از جمله براهمه « 4 » ، مردى عالم و دانا « 5 » در تنجيم ، استخراجها به حكم و اتّفاق مىكند ، و دلائل آن بتجربه موافق آمد ، و بشرح و بيان تقرير كرد و صواب آن بود بگفت « 6 » . ( خبر ) راى داهر فرمود كه برو از حال ( f 28 b ) سفر و حضر و رونق مملكت و امور سلطنت ما از وى استخبار كن . آن شخص برخاست و گفت : بقا راى « 3 » را ، در فيروزى و جاه رايان « 7 » را از مجالست « 8 » حكماء و اصطناع علماء و ادباء و براهمهء وقت ننگ نبايد بود ، كه ايشان امامان و پيشوايان مااند . به خدمت ايشان رفتن و در احترام ايشان كوشيدن از لوازم بايد دانست ، زيرا كه رضاى ايشان مزيد جاه و مرتبتست « 9 » ، و دوام « 10 » رفعت و حشمت است ، و نيز فال آن بهتر كه صاحب واقعه خود بمشافهه و مواجهة برسد تا جواب منجمان گويند . رفتن داهر بنزديك منجّم بجهة احكام خواهر خود « 11 » پس داهر را آن معنى موافق افتاد . بفرمود تا فيل را عمارى بستند و برنشست ( ص 49 ) و بوثاق « 12 » منجم وصول كرد « 13 » . منجم چون راى « 14 »

--> ( 1 ) پ س : بصواب ( 2 ) م : داهر پادشاه ( 3 ) پ س ك م : پادشاه ( 4 ) ب س ك م : برهمن ( 5 ) پ : داهى ( 6 ) پ : و صواب آمده بود ( 7 ) پ س ك م : پادشاهان ( 8 ) ب س : مجالس ؛ م : مجلس ( 9 ) ب س م : مراتبست ( 10 ) پ ندارد : دوام ( 11 ) خواهر مائى خود ( 12 ) س : به خدمت ( 13 ) پ : رفت ( 14 ) پ س ك م : شاه